خرید بک لینک

درباره سایت

انارستان دل

امکانات وب

مثال رود جاری در زمین بودم که باران چشمه ام بود که عمر خویش را سبز کردم زمین های که هردم بسترم بود تمام فکرهای زمین انگار در ذهن من جاریست کسی شاید نداندکه نفس های علف آواز یک شادیست من از رنج زمین دردی براین اندیشه ها دارم که هرچه راه ناهموار تلاش ساختن بادرد بیشتر توای تنها تراز روز بعد توای باران به روز اَبر تمام غصه ات بامن من از اندوه چشمانت کمی هم شعر میسازم... و اتمام را هرآنچه هست سبز میدانم

برچسب: نویسنده: آرمان نجفی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 22:25

کسی ما را نمیفهمد خدا میداند این حرفم که در تنهاشدن تنها خدای خویش را فهمیدم کسی را متنظر درشب چراغ روشنی هردم زکوی یار هم نیست تو ای تاریک تر از من مرا یاد آر هردم که در آن صبح بارانی شعر هم امیدی از آمدن دارد زمانی دورتر یاد آن دوران که باران طعم خوب آشنایی داشت گذشت و زندگی هم ساخت ما را به طرحی که دلش میخاست منِ در زمان حاضر و آن روز ، توی دیروز و روز آیندهها چه فرقی میکند عاشق همیشه باخت میداد...

برچسب: نویسنده: آرمان نجفی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 22:25

بغل بگیر کوچه را که فقط کوچه میفهمد تمام حرف های نگفته نگاهم را سکوت کوچه را بشنو اگر نمیشنوی صدای نگاهم را همیشه که مرد حرف نباید بزند کمی عمیق شو نگاهم را زمانه چنین قصه ها دارد تو ببین من بیخیالم را پی اثبات خود نبودم من اگرچه اثبات میکنم محالم را این بگذرد ، بهانه شب های شعر من کسی شکسته انگار شیشه های شرابم را

برچسب: نویسنده: آرمان نجفی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 22:25

اصلا بیا کلاه برداریمنه آنکه از سر خلق الله برداریمبیا یک بار هم کلاه از سر خدا برداریمبه زندگی خویش دهیم سر ساماندوسه تا کاخ مهیا سازیمکمی باهم کلاس بگذاریمشراب و رقص و طرب که حرام است بیا یه جای آنبوسه از لب یار برداریماز آن همه که به این و آن دادهکمی برای شما برداریموجانب انصاف هم نگه داریمیعنی که به اندازه نیاز برداریمخدا که بی نهایت سخاوتمند استچه میشود که شادی را برای جهان برداریمهمین که زندگی به روال است شاکریمکجاست کلاه؟کلاه خدا دست مدعیان و ما مفلسخدای خوب من کلاهت کو؟میشود ما هم کلاه بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نجفی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 22:25

کدام اَنار

کدام دل

کدام باغ خون بهای اَنار را می پذیرد

تلاقی خنجر وگلوی اَنار

درفصل سرد 

کنار کدام شومینه

سماور کدام عشق  بجوشد

چای کدام بانو استکان را لبریزکند

مهر وآبان وآذر کدام قصه هزار ویک شب بگذرد

وسیگارکدام برگ تلخ نشعه فلسفه ات کند

برچسب: نویسنده: آرمان نجفی تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 20:10

به وبلاگ اَنارستان دل خوش آمدید ، امیدوارم مطالب ما برای شما مفید باشد

اَنارستان دل

دلنوشته وشعر های کوتاه وبلندکه از کوچه باغ های ذهن می گذرد

برچسب: نویسنده: آرمان نجفی تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 20:10

زبان گنجشک رامیفهمم نشسته درسکوت خانه ام...

برچسب: نویسنده: آرمان نجفی تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 20:10

صفحه بندی